خواجه نصير الدين الطوسي

125

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

مفوّض گرداند و ظاهر و باطن دعوت او بيكى كند ، و تو امام لذكره السّلام را خواه امام خوان خواه وجه اللّه الباقى و خواه صفت اعظم كه اسم بزرگ خداى تعالىست ، خواه مظهر كلمهء اعلى ، خواه محقّ دقت خوان ، و او بىخلائق همه و همهء خلائق بىاو هيچ ، يك معنى دارد ، بمنّته و كرمه ، و السّلام تصوّر بيست و پنجم در ماهيّت سخن و گويائى و شنوائى و خاموشى چنان كه هر چيز را در اين عالم مادّهء و صورتى هست و سخن را هم مادّه و صورت هست ، مثلا نفس زدن مردم سخن ( را ) بمشابهت مادّت است و حروف مقطّعه بمشابهت صورت است ، و حروف مقطّعه بمشابهت مادّه است و حروف مؤلّفه بمشابهت صورت است [ 99 ] و حروف مؤلّفه بمشابهت مادّه است و كلمه بمشابهت صورت ، و كلمه بمشابهت مادّه است و كلام مركّب كه سخن مفهوم باشد به مشابهت صورت ، و مبدأ سخن آن است كه اصوات متقاطع شود و از مخارج خود به صورت حروف مقطّعه بيرون آيد و حروف متركّب گردد و اوّل مؤلّفه شود ، پس كلمه پس كلمات پس سخن تمام و مفهوم ، و تفاهم ايشان از يكديگر به اين وجه حاصل آيد ، و حيوان و انسان با يكديگر در صوت من حيث الصّوت مشترك‌اند ، و امتيازى كه دارند به تبيين حروف است با صوت و آن به انسان حاصل است نبه حيوان ، زيرا كه مقصود از هر چيز كمال غايت است و كمال غايت صوت هدايت است و كمال غايت هدايت بفعل آمدن نفس از محلّ قوّت برفع موانع و حجابات ، و چون حيوانات به تكليف هدايت مكلّف نه‌اند و تفاهم ايشان از يكديگر به همان صوت كه دارند حاصل است ، و همان